خرید النگو تجاری سازی راه حل عبور تئاتر ایران از بحران؟

روز جهانی تئاتر همزمان با تعطیلات نوروزی در حالی سپری شد که در یک سال اخیر رویکرد اقتصادی تازه ای در هنر ششم ایران شکل گرفته و برخی مخاطبان عام را نیز به خرید بلیت های تئاتر ترغیب نموده اما آیا این شیوه، راهکاری منطقی برای بهبود شرایط اقتصادی این حوزه محسوب می شود و اساساً می توان برخی ارزش های نمایشی را فدای جذب مخاطب و درآمدزایی کرد؟به گزارش «»، با پیشنهاد انستیتو بین المللی تئاتر (ITI) از سال 1961، روز جهانی تئاتر در بیست و هفتم مارس هر سال جشن گرفته می‌شود که معادل هفنم فروردین ماه است و طبیعتاً به واسطه موقعیت زمانی اش، در کشورمان کمتر مورد توجه قرار می گیرد اما در بسیاری از کشورها، بزرگان تئاتر پیام هایی صادر کرده و حتی نمایش هایی به مناسبت این روز اجرا می کنند یا نمایش های روی صحنه هاشان را با تخفیف بلیت فروشی بالایی در چنین روزی به افتخار اهالی تئاتر اجرا می کنند.تئاتر به واسطه قدمت تاریخی اش همواره از احترام و جایگاه متفاوتی نسبت به هنرهای نوظهور نظیر سینما برخوردار است و به نوعی به عنوان مادر سینما، همواره با احترام از این هنر یاد می شود و در کشورمان نیز دهه های متمادی است که این هنر به خصوص از نوع کلاسیکش با ایمان و عشق گره خورده است. به واسطه همین رویکرد بوده که نمایشنامه نویسان، کارگردان و بازیگران تئاتر معمولاً چهره های دارای پشتکاری بوده اند که یک چهره ثروتمند -برخلاف بازیگران سینما- در میانشان نمی شد یافت که از این هنر به دستاورد مالی جدی رسیده باشد.آنهایی که دل در گرو این هنر بسته بودند، طبیعتاً تنها دغدغه شان اجراهای بی نقص برای مخاطبی بود که درک حداقلی از نمایش دارد تا آنچه بازیگران و عوامل یک نمایش پس از ماه ها تمرینات سخت به نمایش می گذارند، در معرض قضاوتی منصفانه و مبتنی بر شناخت از جنبه های هنری و مفهومی قرار گیرد. به همین دلیل همواره مهم ترین دغدغه های اهالی تئاتر که جمعیت شان از طرق آکادمیک و تجربی، سال به سال در حال افزایش است، افزایش تعداد سالن های نمایش برای فراهم سازی امکان اجراهای بیشتر در طول هر سال همچون دیگر کشورها بود.پاسخ مسئولان اما مشخص بود و در برابر چنین درخواست هایی همواره این چالش را پیش روی اهالی تئاتر قرار می دادند که نمایش های اجرا شده در ایران برخلاف بسیاری از کشورها، با بلیت فروشی نه چندان قابل قبولی اجرا می شود و بسیاری از نمایش ها تنها به قدر تامین بخشی از هزینه های تمرین و اجرا و سالن، درآمدزایی داشته و در واقع سربار هستند و تئاتری که مخاطب ندارد را چه به سرمایه گذاری برای سالن سازی های تازه و تخصصی و اگر جمعیت پیگیر تئاتر نیز همین میزان محدود است که سالن های موجود کفایت طرفداران تئاتر در ایران را می کند.شاید همین نقدها باعث شد که برخی از اهالی تئاتر سراغ رویکرد تازه ای رفته و درصدد برآیند تا با تکیه بر شیوه های خاص، مخاطب عام که بیشتر اهل فیلم و سینما است را به سالن های تئاتر بکشانند. اجرای دوباره نمایش های موفق دهه های پیشین با حضور پیشکسوتان این هنر نظیر علی نصیریان و فرهاد آییش یکی از محترمانه ترین راهکارهایی بود که در پیش گرفته شد و البته با سیل مخاطبان همراه شد اما مگر در دهه های اخیر چند نمایش جدی توسط چهره های پیشکسوت با موفقیت و درخشش خاطره انگیز همراه شده که بتوان با تکیه بر آنها برای ماه ها و حتی سال ها، گیشه بلیت فروشی تئاترها را پررونق نگاه داشت؟بر همین مبنا رویکردهای دیگری نیز در پیش گرفته شد که عملاً منجر به تجاری سازی تئاتر و کاهش جنبه های هنری گشته است. یکی از این راهکارها ورود وسیع ستاره های نه چندان توانمند سینما به تئاتر و استفاده از چهره آنها برای جذب مخاطبان عام سینما به سمت تئاتر است. به کارگیری بازیگرانی نظیر مهناز افشار که در سینما نیز بازیهای پرفروغی ارائه نکرده، برای این بازیگران نیز مشروعیت و ریشه هنری به وجود می آورد و در واقع یک معامله نانوشته نیز از این طریق به وقوع می پیوست. کارگردان تئاتر، بیننده های وسیعش را می یابد و بازیگر سینما نیز اعتبار حضور در صحنه تئاتر را به دست می آورد.رویکرد دیگر نیز اجرای نمایش هایی بود که جنبه نمایشی جدی و عمیقی نداشت اما به واسطه عنوان نمایش، جذاب به نظر می رسیدند. نمایش هایی که فروش قابل توجهی دارند اما در واقع از جایگاه هنر بالایی برخوردار نیستند و ممکن است اولویت حفظ اصالت جنبه های هنری تئاتر را به مخاطره بیاندازند. با این حال برخی منتقدین، چنین تغییر رویکردی را تنها راه نجات تئاتر ایران از بحران اقتصادی می دانند؛ بحرانی که با تجمع گروهی از اهالی تئاتر در روزهای پایانی سال 92 برای دریافت مطالبتشان به شکل بی سابقه ای به سطح آمد. این دیدگاه اما منتقدانی نیز دارد و بسیاری از منتقدان به کارگیری عنوان “تنها راه نجات تئاتر” را توجیهی برای اجرای چنین نمایش هایی می خوانند که بعضاً کوچک ترین جنبه های قابل هضم نمایشی نیز ندارند و تنها فرصتی برای تماشای از نزدیک تر ستاره های سینما در نقش های عجیب است!چنین تصور می شود که می توان قدری از جنبه هنری تئاتر را به سود جنبه تفریحی اش گذشت اما اینکه تئاتر را به یک تفریح صرف تبدیل کرد، سه سراشیبی است که نباید به قیمت درآمدزایی یا جذب مخاطب و پرکردن سالن ها، به آن گرایش نشان داد. پیش از این بسیاری از نمایش های جدی بدون حضور بازیگران ستاره سینما و بدون تکیه بر داستان های فانتزی از هم گسسته توانسته اند موفق ظاهر شوند و حتی برای برهی از این نمایش ها در سال های گذشته صف کشیده شده، بنابراین نباید کوتاه ترین راه را بهترین راه تصور کرد و اعتبار تئاتر ایران را حراج کرد. در روز جهانی تئاتر درباره آنچه برای درآمدزایی بر سر تئاتر ایران ممکن است بیاید، بیشتر تامل کنیم.