خرید النگو در برخی سکانس ها شبیه خودم بودم

دومین ساخته بهنام بهزادی با عنوان «قاعده تصادف» همانگونه که پیش بینی می شد از
ساختار و به ویژه سناریوی روانی برخوردار است البته دکوپاژهایی شبیه فیلم درباره
الی داشت. یکی از نقاط قوت این فیلم که دیالوگ ها و موقعیت هایش را برای تماشاگر باورپذیر
ساخته بود، بازیهای راحت و هماهنگ چهره های جوان و بعضاً با استعداد حاضر در این
اثر بود؛ ستاره هایی که متوسط سنی شان زیر سی سال بود و این تازه در صورتی است که
سن سروش صحت و امیر جعفری را هم در این متوسط گیری محاسبه کرده باشیم!

بهترین بازیگر «قاعده تصادف»
که قرار است بازی اش توسط عموم در اکران نوروزی دیده شود و جمعیت بیش از تماشاگران
جشنواره به نظاره بازی اش بنشینند، «مارتین شمعون پور» است. شمعون پور اگرچه
نخستین بازی اش را در یک اثر بلند سینمایی تجربه می کرد و نقشی مکمل نیز برعهده
گرفته بود اما شبیه یک بازیگر با تجربه که دوربین و موقعیتش را در صحنه می شناسد
حضور یافته که بی شک این موضوع علاوه بر هنر بهزادی در بازی گرفتن، نتیجه توانمندی
خود مارتین شمعون پور نیز بوده است.

شمعون پور پیش از حضور در
مقابل دوربین برای اهالی هنر با موسیقی و تئاتر شناخته شده است. آلبوم های موسیقی «موعظه سر کوه» و«تهرانسرانیه»
شاید ملاک خوبی برای بیان خلاقیتش باشند. در مجموعه «تهرانسرانیه» با مدیوم های
صوتی متفاوتی که صداهای شهری از همه آنها پیشی گرفته، نگاه متفاوتی را به شنونده
می دهد و آلودگی های صوتی تهران، این شهر آشفته و شلوغ را با نگاهی هنرمندانه به
موسیقی دوست داشتنی تبدیل کرده که نمی توان به سادگی از کنارش گذر کرد.

موسیقی مارتین با فلوت مشهورش که در آثارش، کم یا
زیاد نقش آفرین است، بسیار به بازی اش در «قاعده تصادف» شباهت دارد و با آرامش
همراه با یک سری پیچیدگی گره خورده که در اوج التهاب، شنونده یا تماشاگر را به
آرامشی نسبی دعوت می کند و البته قصد غافل ساختن از وقایع پیرامونی نیز ندارد. او
با کوله باری از تجربه آهنگ سازی برای تئاترهایی با ساختار متفاوت، نقش آهنگساز
قاعده تصادف را نیز به خوبی بازی کرده و یکی از بهترین موسیقی های جشنواره در فیلم
بهزادی شنیده شد. شمعون پور درباره بازی اش در این فیلم و همچنین اندکی درباره
موسیقی این فیلم با به گفت وگو نشست.

نخستین تجربه بازیگری تان در یک فیلم بلند بود. از
حضورتان مقابل دوربین راضی هستید؟بله، پیش از این در مونولوگ «دکتر شکیل و مستر های» به کارگردانی پانته آ بهرام که
خودم نوشته بودم، بازی کرده بودم اما در سینمای حرفه ای، «قاعده تصادف» نخستین
فیلمی بود که حضور داشتم. از این تجربه راضی و خوشحالم. به خاطر اینکه آقای بهزادی
کمک زیادی در پرورش کاراکتر نقش ام دادند.

و از تکرار این اتفاق استقبال می کنید؟

اصراری به بازی در هر فیلمی ندارم اما طبیعتاً اگر
فیلمی به لحاظ داستان و کارگردانی از کیفیت مورد انتظارم برخوردار باشد، از همراهی
در پروژه های دیگر هم استقبال می کنم.

یکی از نقدها این بود که مارتین در این فیلم نقش
خودش را بازی کرده و ممکن است در کاراکترهای دیگر انقدر جذاب به نظر نرسد. واقعاً
چقدر خودتان را بازی کردید و این نقش تا چه حد به مارتین شعمون پور واقعی نزدیک است؟

مسلماً من جدی تر از مارتینی هستم که در قاعده
تصادف می بینید و قطعاً این نقش تفاوت هایی با خودم داشت اما در برخی سکانس ها
همچون ناهار خوردن، شبیه خودم بودم.

نقش برای مارتین نوشته شده بود یا بعداً قرار شد
اسم کاراکتری که برعهده داشتید، مارتین باشد و موسیقی تئاتر را بسازید؟
بعداً به نتیجه رسیدند که اسم نقشی که قرار است بازی کنم مارتین باشد و ابتداً اسم
دیگری برای این نقش در نظر گرفته بود. به نظرم تغییری خوب بود که آقای بهزادی به
نتیجه رسید.

تا چه حد با بداهه گویی به خصوص در نقش شما مواجه
هستیم؟

چون سکانس ها طولانی بود، به هیچ وجه فرصت خلق
بداهه فراهم نمی شد. در حین تمرینات من از آقای بهزادی می پرسیدم که مثلاً آیا می
توانم این دیالوگ را به شکل دیگری اجرا کنم یا راجع به تغییر جزئی دیالوگها می
پرسیدم.بداهه ها در دورخوانی از سوی من و دیگران پیشنهاد می شد و تست میزدیم و
آقای بهزادی نیز کنترل می کرد و می گفت: «مارتین این خوبه و این خوب نیست». ایشان
در مواردی بعضی از این بداهه ها را می پذیرفتند که طبیعتاً به نقش ها افزوده و سر
صحنه ضبط می شد.

آیا کارگردان برای حضور در سکانس ها و صحنه هایی
که دیالوگی نداشتید، تاکید داشت؟ آیا در طول فیلم شاهد همه برداشت ها بودید یا طبق
روال معمول فقط برای سکانس های خودتان آفیش شدید؟

در هنگام دورخوانی و تمرینات این اتفاق می افتاد.
اما در زمان تصویربرداری تنها برای سکانس هایی که قرار بود بازی کنم آفیش شدم و
نگاه حرفه ای بر روند تولید حاکم بود.

با کدام بازیگرها ارتباط نزدیک تری داشتی و به
ارائه این بازی کمک کردند؟

تمام بازیگرهای این فیلم دوستان عزیزی بودند. به خصوص اشکان خطیبی که نقش امیر را در فیلم داشت
خیلی کمکم کرد. به این خاطر که بیشتر ارتباط شخصیت “مارتین” با
“امیر” است. به طور کل دوستان خوبی در این فیلم داشتم و علاوه بر اشکان،
مهرداد صدیقیان و محمدرضا غفاری و همین طور بازیگرهای خانمی که در کنارشان این
فیلم را تجربه کردم نیز همراهی ارزشمندی داشتند. با اینکه اولین فیلمی بود که حضور
داشتم، شک دارم که شاید در فیلم دیگری که بازی می کنم چنین فضای صمیمی داشته باشد.

اندکی درباره موسیقی فیلم صحبت کنیم. موسیقی شلوغی
نداشتیم و به فضای این فضای می خورد؟
وقتی سناریو را خواندم، احساس کردم پیانو
در این فیلم می تواند نقش مهمی داشته باشد. موسیقی فیلم از دو بخش تشکیل می شود که
بخش اول همان موسیقی تئاتر را شامل می شود و بخش دوم موسیقی پایانی و تیتراژ است.

برخی از موسیقی ها بر اساس راش هایی است که در ضبط
ارکستر های زهی گرفته بودم و بخشی از موسیقی ها هم از جمله موسیقی های تئاتر، سر
صحنه ضبط شد که اجرای گیتار اشکان خطیبی و فلوت من از آن دسته بود. همان طور که
اشاره کردید فضای کمینه و موسیقی مینیمالی داشتیم و آکوردها خیلی ساده بود. می توانم موسیقی این فیلم
را در دسته ای قرار دهم که به Easy listeningمشهور هستند.

چه در آکوردها و
هارمونی و چه در ساختار ملودی تلاش کردم این سادگی را حفظ کنم. من هشت سال سابقه
ساخت موسیقی برای تئاترهای متعددی داشته اماما موسیقی این فیلم را نسبت به بسیاری از
ساخته هایم خیلی بیشتر دوست دارم و امیدوارم موسیقی فیلم برای تماشاچی های وسیع
این فیلم مطلوب باشد و اکران نوروزی خوبی را بتوانیم تجربه کنیم.