خرید النگو اندر حكايت پدر پیر و خبرنگاران !

«خبرنگاران بي‌دانش و كم اطلاع»، «شما صحبت‌هاي غير واقعي را منتشر مي‌كنيد»، «من پدر قايقراني ايران هستم و مي‌گويم كه تعليق يك دروغ بزرگ است». اين‌ها تنها گوشه‌اي از جملات آقاي پدر بود! مردي كه به استاد معروف است. مردي كه مي‌گويند استاد سخن است و عكاسي. علي قلمسيا را خانواده قايقرانان خوب مي‌شناسند مردي كه مدت‌ها بر صندلي قديمي‌اش در فدراسيون قايقراني ايران تكيه زده بود و در پايان راهش در فدراسيون با معضلي به نام سفرهاي بي‌بازگشت مواجه شده بود.و به بن‌بست قايقراني رسيده بود، بن‌بستي كه نه در اين آوردگاه جاي مناسبي است براي بازگشايي پرونده‌اش و حتما اگر حرفي هم باشد احمد دنيامالي؛ رئيس بركنار شده فدراسيون قايقراني ايران حتما بسيار سخن‌ها دارد درباره‌اش. كه اصلا چه شد تا استاد سخن! که تارک دنیا شده بود و دیگر کوچکترین پستی در ورزش نداشت،شنیده شد با لابي‌هاي بين‌المللي دنيامالي، به كرسي دبيركلي كنفدراسيون آسيا تكيه بزد. در اين مطلب نه مي‌خواهيم درباره حق ضايع شده دنيامالي و تعليق فدراسيون قايقراني بنويسيم و نه از نامه‌هاي معتبر و سربرگ‌دار و به قول معروف منگوله دار فدراسيون بين‌المللي كانوئينگ چيزي بگوييم، كه به قول استاد سرابي بيش نيست. نه فرصت خوبيست كه از آقاي معاون ورزشي و صحبت‌هاي متواضعانه‌اش! بنويسيم و نه مجالي براي بازگشايي پرونده جنجالي مردي به نام اسبقيان كه نه كسي فهميد چرا آمد و چه‌طور شد كه رفت… اين مطلب گلايه‌‌ايست از مردي كه بین قایقرانان استاد سخن نام گرفته اما در مقابل چشم خبرنگاران ورزشي آن‌ها را بي‌دانش، كم اطلاع و البته به نشر نامه‌هاي متهم مي‌كند.آقاي استاد صاف صاف در چشم خبرنگاراني كه همسن و سال نوه‌اش هستند مي‌ايستد، نگاهي به آقاي معاون مي‌كند و با جسارت و شجاعت حرف‌هايي را به زبان مي‌آورد كه حسابي موجبات خوشحالي دوستان موقتش (البته تا بعد از انتخابات رياست جمهوري و تغيير دولت) مي‌شود. آقاي استاد، آقاي پدر يا آقاي مطلع و بادانش كه حسابي نسبت به تمام موضوعات قايقراني البته از نوع بين‌المللي‌اش واقف است، اعتقاد دارد كه هيچ كدام از 3 فدراسيون‌ بين‌المللي قايقراني حق ندارند قايقراني ايران را تعليق كنند! اگر تعليق كنند حتما استاد واكنش نشان مي‌دهد و مي‌گويد: «بركناري رئيس فدراسيون حق مسلم ماست». البته حرف‌هاي استاد  را در تير ماه سال گذشته از ياد نمي‌بريم كه بادي به غبغب انداخت و به فارس‌ گفت: «فدراسيون جهاني كانو حق تعليق ايران را ندارد» بگذريم. باز هم با اين صحبت‌هاي تكراري كاري نداريم چرا كه حتما فردا استاد ناراحت مي‌شود و مي‌گويد: «پرورنا بي‌دانش و كم‌اطلاع است كه نمی داند پدر قايقراني ایران را نمي‌شناسد». باز هم به اين مسايل كاري نداريم اما اين انتظار مي‌رود كه انجمن ورزشي‌نويسان همان‌طور كه چندي پيش حسابي از خجالت ژنرال بی ستاره درآمد تا ديگر كسي هوس توهين به ورزشي‌نويسان را نداشته باشد، اين‌بار هم سراغي از استاد بگيرد و از او بپرسد: «استاد اين‌كه چه شد رابطه‌اتان با دنيامالي شكرآب شد به خودتان مربوط است، اين‌كه پرورنا شما را نمي‌شناسد به خودش مربوط است اما شما با كدام ترازو بي‌اطلاعي و بي‌دانشي خبرنگاران ورزشي را سنجيديد؟» راستي استاد تا يادمان نرفته اين را هم در كمال احترام بپرسيم كه اگر تعليق فقط ساخته و پرداخته ذهن اين خبرنگاران بي‌دانش و كم‌اطلاع است پس اين نامه‌ها چه مي‌گويند؟ اصلا از جان ما چه مي‌خواهند كه چندين و چند مسابقه بين‌المللي از دست رفته است و به ورزشكاران ايراني اجازه حضور داده نمي‌شود. راستي استاد اين روزها دنيامالي حسابي سكوت كرده و در پاسخ به خبرنگاران مي‌گويد: «دوست ندرام براي ورزش كشورم حاشيه‌اي درست شود» اما اگر دستمان به دنيامالي برسد حتما از او مي‌پرسيم: «حقيقت دارد همين چندي پيش پست دبيركلي استاد به خطر افتاده بود و شما از استاد  حمايت كرديد. حقیقت دارد که…راستي استاد اگر دستمان به دنيامالي برسد حتما سئوال‌هاي ديگري هم داريم و مي‌پرسيم: «آيا واقعا انتقاد شنيدن اين‌قدر سخت است كه استاد (دوست قديمي‌تان) اختيار از كف مي‌دهد و اين‌چنين به خبرنگاران مي‌تازد.» … اما اميدواريم اين‌بار كمي خوش‌رو باشيد؛ لطفا.