خرید النگو احمدی‌نژاد با پست دادن به مرتضوی خود را از چشم ملت انداخت

مرتضوی که عرصه را در قوه قضاییه و ادامه اشتغالش در این قوه تنگ دید، دست به دامن محموداحمدی نژادشد و عاجزانه از اوخواست که دستور دهد تا از قوه قضاییه به قوه مجریه منتقل شود. در مردادماه 1388، سعیدمرتضوی پس از پافشاری در ادامه فعالیت بازداشتگاه کهریزک (برغم دستور مقام معظم رهبری دایر بر تعطیلی این بازداشتگاه) ازسوی رییس قوه قضاییه از سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران برکنارشد و بعنوان معاون دادستان کل کشور، اتاقی را در ساختمان دادستانی کل دریافت کرد. البته آقای محسنی اژه‌ای که به تازگی به سمت دادستانی کل کشور منصوب شده بود، علاقه ای به استمرار اشتغال مرتضوی در این ساختمان نداشت.  همزمان شکایت‌های متعددی علیه او در دادسرای عالی انتظامی قضات مطرح شد، شکایت عباس پالیزدار و افرادی که به ناحق و بادستور مستقیم سعیدمرتضوی (به بهانه همکاری باپالیزدار) دستگیر و مدتهای شگفتی در سلول انفرادی نگهداری شدند. اکثرا پس از آزادی از زندان علیه مرتضوی و قضات همکار وی شکایت کردند. در پی این افراد، خانواده کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک نیز با اتکا به دستور مقام معظم رهبری به تعطیلی این بازداشتگاه، علیه مرتضوی و قضات مرتبط باوی شکایت کردند.  دادستانی عالی انتظامی قضات در اقدامی قابل تحسین و ستایش، به تک تک این شکایتها رسیدگی کرد. شکات و متهمین به تفکیک احضار و دلایل و مستندات جمع آوری شد. مرتضوی که عرصه را در قوه قضاییه و ادامه اشتغالش در این قوه تنگ دید، دست به دامن محمود احمدی نژاد شد و عاجزانه از او خواست که دستور دهد تا از قوه قضاییه به قوه مجریه منتقل شود، زیرا در صورت استمرار حضور مرتضوی در دستگاه قضایی ،پس از عزل از سمت دادستانی تهران، از پست قضایی اش تعلیق خواهد شد و پس از آن دیگر معلوم نیست چه سرنوشتی برای مرتضوی رقم خواهدخورد.  مردم و به ویژه جامعه حقوق دانان که منتظر رسیدگی به‌موقع دستگاه قضا به اتهامات این قاضی متهم بودند به یکباره متوجه شدند که به رغم تعلیق مرتضوی از سمت قضایی، با هماهنگی احمدی نژاد، سعیدمرتضوی از قوه قضاییه به قوه مجریه منتقل شد و در آغاز ورود، پست ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به او سپرده شد.  این خبر نخست بصورت شایعه در رسانه های خبری منتشر شد. همگان گفتند این خبرشایعه ای بیش نیست . مگر می شود که رییس جمهوری اسلامی ایران، یک متهم به ارتکاب جرائم متعدد را به هیات دولت ببرد و چنین پستی هم به او بدهد؟ این از محالات است. ولی این شایعه تبدیل به خبر موثق گردید و سعیدمرتضوی به سمت ریاست این ستاد منصوب شد.  در پی آن شنیدیم که برخی از قضات معلق شده از جمله قاضی حداد نیز با مرتضوی به ستاد مبارزه با قاچاق رفته اند.  این دهن کجی احمدی نژاد به مردم و نظام در انتقال مرتضوی به دولت و دادن پست به او، آخرین دهن کجی او نبود. پس از مدتی باز در رسانه ها شنیدیم که سعیدمرتضوی می خواهد به سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شود و این بار نیز با شگفتی گفتیم این دیگر اصلا امکان نخواهدداشت ،ولی این هم شد. نمایندگان مجلس در اقدامی جالب پیگیریهایی کردند ولی با نیرنگ مرتضوی ،این اقدام ابتر ماند. وکلای مردم متوجه نیرنگ این مرد شدند و تعدادی از آنها مستقل از مجلس به هیات عمومی دیوان عدالت اداری پناه بردند و از این هیات درخواست ابطال تصمیم احمدی نژاد را کردند.  دیوان نیز این درخواست را اجابت کرد و حکم به ابطال تصمیم دولت بر ریاست مرتضوی داد. دولت دهن کجی اش را ادامه داد و به زعم خودش با تصویب هیات وزیران و تغییر اساسنامه سازمان تامین اجتماعی ، مرتضوی را برپستش ابقا کرد.  مجلس و هیات عمومی دیوان عدالت اداری بازهم به میدان آمدند. رییس مجلس از اختیارات قانونی خودو نمایندگان نیز از اهرم استیضاح وزیر و هیات عمومی دیوان عدالت اداری نیز باز از اهرم حکم به ابطال تصمیم.  ولی بازهم احمدی نژاد یک تنه به جنگ همه رفت و امروز می بینیم که سعیدمرتضوی برغم اینکه چندین جلسه در دادگاه کیفری استان محاکمه می شود و ازدادگاه عالی انتظامی قضات چندین حکم تعلیق دارد و از همه مهمتر در چشم مردم و مسوولین و سطح بین المللی چهره ای ناپسند جلوه کرده است، ولی باز هم در ریاست سازمان تامین اجتماعی ماندگار است و احمدی نژاد بعنوان رییس جمهوری ایران در این تخلفات مکررش از قانون ، پاسخگوی هیچ کس نیست.* وکیل دادگستری