خرید النگو همه ما از افشاگری خوشمان می آید

سیدعبدالجواد موسوی در خبرانلاین نوشت:این روزها همه سیاستمداران ما شده اند معلم اخلاق. حتی بعضی ها یادشان آمده که در سال84 و 88 بی اخلاقی هایی صورت گرفته که باید آن ها را محکوم کرد. خیر است انشاءالله. امیدواریم که این حرف ها حقیقتا از سر خیر خواهی باشد و اهل سیاست جدی جدی کمی هم اخلاق را در مناسبات سیاسی مد نظر قرار دهند. که اگر چنین نکنند دیری نخواهد کشید که نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاکنشان.و آن وقت می ترسم این بزرگواران دیگر فرصت خدمت گذاری به این ملت شریف را پیدا نکنند! گفتم که همه شده اند معلم اخلاق، اما این ظاهر ماجراست. همان کسی که رئیس دولت نهم و دهم را به بی اخلاقی متهم می کند و معتقد است کشور را با  افشاگری نمی توان اداره کرد، هم زمان دولت و رئیس دولت را به افشاگری تهدید می کند. ظاهرا افشاگری خیلی هم بد نیست و نه تنها بد نیست که اگر علیه مخالفان ما صورت بگیرد خیلی هم عالی است. از اول انقلاب که دانشجویانی که خود را خط امامی می نامیدند دیگران را به افشاگری تهدید می کردند تا به امروز که عده ای آقای احمدی نژاد را تهدید به افشای اختلاس های چند هزار میلیاردی می کنند، برخورد ما با موضوع افشاگری، برخوردی کاملا دوگانه و متناقض است. اگر افشاگری علیه کسی باشد که ما دوستش داشته باشیم بلافاصله در هیئت یک عارف وارسته ظاهر می شویم و همگان را به رعایت حدود ادب و اخلاق و انصاف و مهر ومعرفت دعوت می کنیم. اما اگر آنکه علیه اش افشاگری صورت می گیرد از بخت بد ،نگونبختی باشد که در شمار دوستان ما نیست آن وقت قضیه کاملا متفاوت خواهد بود. البته ما همچنان ،در همان هیئت آدم های خوب باقی خواهیم ماند. یا در مقام همان عارف واصل پیشین می گوییم: این جهان کوه است و فعل ما ندا. و اصلا  به خاطرمبارک هم  نمی آوریم چرا هنگامی که علیه دوستانمان افشاگری صورت گرفت چنین شعر حکیمانه ای را بر زبان نیاوردیم. و یا این که می شویم یک انقلابی چپ دوآتشه، که چنین افشاگری هایی را کم ترین جزای ضدانقلاب اپورتنیست بی پدرمادر می داند. بله، این جوری هاست که خودمان هم نمی فهمیم بالاخره افشاگری خوب است یا بد. مذموم است یا ممدوح. گناه است یا صواب. آن هایی که تماشاچی این وضعیت مضحک ومتناقضند چه قضاوتی خواهند کرد؟ حق ندارند بگویند سیاست پدر مادر ندارد و این جماعت سروته یک کرباسند؟ حق ندارند بگویند این ها نه به اخلاق پایبندند و نه به هیچ چیز دیگر، و فقط بر سر قدرت است که با یکدیگر می جنگند؟ مشکل بزرگ ما این است که همواره می خواهیم از شر معضلاتی  که بر سر راهمان قرار دارد به سرعت و به هر طریقی خلاص شویم. دیروز فکر می کردیم مشکل اصلی مملکت لیبرال ها و هوادارا ن آن ها هستند و افشاگری علیه آن ها هیچ ایرادی که ندارد هیچ، بلکه از اوجب واجبات است. امروز هم فکر می کنیم احمدی نژاد را که برای حذف مخالفانش روش “بگم بگم” پیش گرفته بود به هر طریقی که هست باید حذف کنیم. در حالی که مشکل احمدی نژاد نیست، مشکل شیوه ایست که رئیس دولت نهم و دهم برای رسیدن به قدرت پیش گرفته بود.  اگر حافظه تاریخی ما تعطیل نشده باشد باید به خاطرمان مانده باشد بسیاری از ما در خرداد سال 84 شادمان بودیم که جوانی بی پروا دارد با شیوه های انقلابی دخل مظاهر اشرافیت و مشتی مرفه بی درد را می آورد. آن روز اگر کمی عقل به خرج می دادیم و نفس آن رفتار را محکوم می کردیم امروز مجبور نبودیم انقدر در باب اهمیت و لزوم  اخلاق در سیاست  سخن بگوییم. فتامل جدا.